خدايا : گر خطا گفتيم اصلاحش تو كُن مصلحي تو اي تو سلطان سخُن
1- مي گويند استاد مطهري سالي يك هفنه به شيراز مي رفته است ؛صاحب خانه زير چشمي مشاهده مي كرده كه ايشان قبل از نمازصبح بيدار ميشود وپس از وضو يك ساعت چهار زانو مي نشيند وسپس دو ركعت نماز نافله وبعد نماز صبح را بجا مي آورده ودر رختخواب خود مي خوابيده است.
صاحب خانه درروز آخرحضور وي درشيراز، سر سفره صبحانه مي گويد: استاد؛ من هر روز مي بينم شما يك ساعت قبل ازنماز بيدارمي شويد وپس از وضو بدون هيچ كاري مي نشينيد ووبعد از دو ركعت نماز؛نماز صبح را مي خوانيد ومي خوابيد چراآن يك ساعت را نماز نمي خوانيد يا مطالعه نمي كنيد؟ ايشان در پاسخ مي گويند :"كه من در اين يك ساعت فكر مي كنم وطرح تمامي كتب وآثار خود را باهمين فكر وتامل ريخته وتاليف نموده ام."


2-هنر تشريح مطالب
يكي از استادان حوزه علميه قم ميگويد: در يكي از جلسات درس علامه طباطبايي رحمهالله پس از اينكه روي آيهاي از قرآن بحث شده بود، سؤالي مطرح شد كه خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اينكه حدود پنج دقيقه مرحوم علامه مطلب را تقرير و تبيين فرمودند، استاد مطهري رحمهالله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بيان جديدتري همان مطلب را تشريح كردند. آن قدر جالب صحبت ميكردند كه همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبايي رحمهالله شديدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. اين بود كه علامه پس از شهادت استاد مطهري رحمهالله فرمودند: با بودن مطهري در درس، ميدانستم چيزي هدر نميرود. و اگر تعبير بدي نباشد من به حالت رقص در ميآمدم. در همان جلسه هم اين حالت شادي و شعف زياد در مرحوم علامه ديده ميشد.(1)
3 –درپي شهادت ايشان امام خميني درپيام تسليت صادره فرمودند:" مطهري پاره تن من بود وآثار ايشان بدون استثنا آموزنده است."
4-آيه الله منتظري نيزدر ايام پس از شهادت آقاي مطهري مي فرمودند كه زماني كه در قم تحصيل مي كردم؛ مدتي با ايشان هم حجره بودم "مرحوم شهيد مطهري در آن مدتي كه ما با هم بوديم نسبت به نماز شب خيلي مقيد بود و به من هم نسبت به انجام آن اصرار ميكرد و من علاوه بر اينكه كمي مشكلم بود، دراثر درد چشم دكترها مرا از وضو با آبهاي شور و كثيف حوضها منع كرده بودند و لذا لازم بود از آب جاري رودخانه براي وضو استفاده كنم و شب من جرأت نمي كردم لب رودخانه بروم چون بسياري از اوقات سگهاي ولگرد وجود داشتند; تا اينكه شبي خواب ديدم كه در خوابم و كسي درب اطاق را زد، گفتم : كي هستي ؟ گفت : من عثمان بن حنيف ميباشم ، حضرت اميرالمؤمنين (ع ) مرا فرستاده اند و فرمودند پاشو نماز شب بخوان و يك نامه خيلي كوچك چهارگوش از طرف آن حضرت به من دادند كه در وسط آن به خط نسخ سبز روشن نوشته شده بود: "هذه برائة لك من النار"; من در فكر بودم كه عثمان بن حنيف از اصحاب اميرالمؤمنين (ع ) و در عصر آن حضرت بودند، چگونه ممكن است سراغ من آمده باشند، و ضمنا از مشاهده نامه خيلي مشعوف بودم كه ناگاه كسي درب زد و من از خواب اول خود بيدار شدم ، ديدم مرحوم شهيد مطهري است با يك آفتابه آب و گفت : چون از وضو گرفتن از حوض مدرسه ابا داشتي آفتابه را از رودخانه آب كرده ام ، پاشو نماز شب بخوان و ديگر بهانه اي نداري ; گفتم بنشين تا جريان را برايت بگويم ، خيلي خوشحال شد و گفت : پس من عثمان بن حنيف ميباشم ، گفتم پس نامه كو؟ و بالاخره پا شدم نماز شب را بجا آوردم . برادران و خواهران محترم توجه دارند كه چه مقدار در كتاب و سنت نسبت به نماز شب تأكيد شده و در حديثي در ضمن وصاياي رسول خدا(ص ) به اميرالمؤمنين (ع ) به آن حضرت فرمودند: "و عليك بصلاة الليل ، و عليك بصلاة الليل "."
5 –آيت الله مطهري براي رسيدن به مدرسه عالي شهيد مطهري هميشه نيم ساعت پياده روي مي كردند تابه به مدرسه مذكوربرسد ؛كسي ايرا د ميكند كه استاد شما اين وقت را تلف مي ونيم ساعت براي رسيدن به مدرسه قدم مي زنيد شما مي توانيد اين فاصله را با اتومبيل طي نموده واز اين وقت استفاده مفيد تري بنماييد. ولي ايشان در پاسخ مي گويد اشتباه مي كنيد من سرفصلهاي دروسم را در همين نيم ساعت تعيين مي كنم.
۱/۵- مقام معظم رهبری سخنرانی خودشان پعد از شهادت استاد مطهری در بهشت زهرا چنین می فرمایند:
برادران و خواهران من! كاملاً به اين نكته توجه كنيد: دشمن ما با كشتن مطهري خود را رسوا كرد. خود را لو داد. خود را معرفي كرد. با مطهري چه كسي مخالف است؟ ابعاد شخصيت اين استاد بزرگ كدام است؟ مهمترين عنصر شخصيت او همين بر روي خط اصيل دقيق اسلام حركت كردن است. دشمنان ما به ما ثابت كردند كه با اسلام مخالفند. آن هم با اين چنين اسلامي. اسلام آبكي، اسلام آميخته مخالف و مخالفت در مقابل خود نمي بيند. آن اسلام ناب صريح برنده قاطع است كه مخالفت ها را برمي انگيزد. آن اسلام قرآن است، اسلام راستين صدر اسلاميست، اسلام متن باقي مانده اصيل دست نخورده قرآن و نهج البلاغه است كه شرق و غرب را در مقابل ما بسيج مي كند.
اگر مطهري را نكشته بودند؛ اگر اين مغز متفكر، اين اسلام گراي راستين، اين محقق بزرگ را با گلوله اي كه از لوله تفنگ هر فريب خورده اي و هر مزدوري درآمد؛ بالآخره معلوم بود كه از سوي چه كسيست و از كجاست؛ و هرگز نام ها و چهره هاي كوچك و خرد و حقير نمي توانست ما را گمراه كند و از شناختن دشمني كه در پيرامون اين نام ها قرار گرفته باز بدارد؛ اگر اين گلوله به مغز متفكر جنبش ما نمي خورد و اين عنصر عزيز را جسماً از ما نمي گرفت، شايد ما در شناختن دشمن اندكي دچار ترديد و ابهام بوديم. اما دشمن ما نشان داد كه با چه كسي و با چه جرياني مخالف است...
6-پختگي علمي
يكي از دوستان شهيد مطهري رحمهالله ميگويد: استاد كم حرف ميزد ولي پخته حرف ميزد
كم گوي و گزيده گوي چون دُر تا ز اندك تو جهان شود پُر
و يكي از شاگردان استاد مطهري رحمهالله ميگويد: از نظر علمي بايد بگويم استاد مطهري قبل از آنكه مسئلهاي را براي شاگرد مطرح كند، اول براي خودش پخته كرده بود، يعني هرگز مسئلهاي طرح نميشد كه براي خود ايشان كاملاً روشن نشده باشد. به همين دليل هيچ گاه در برابر هيچ پرسشي، ايشان دچار لكنت زبان نميشد.(2) .
7-بيانهاي گوناگون
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمهالله ميگويد: ايشان سعي ميكردند خيلي آسان و بي تكلّف بهترين طرح و توجيه را در مطالب ـ كه بسياري از آنها جنبه ابتكاري داشت ـ بيان دارند. از اين رو گاه بياني را كه خود در يك موضوع عنوان كرده بودند نميپسنديدند و از نو بيان ديگري را ارائه ميدادند. از جمله به خاطر دارم كه در درس عقايد (ايدئولوژي اسلامي) يك بار صريحا گفتند: آنچه را در جلسه گذشته بيان كردم رها كنيد، و مطلب را به گونهاي كه اكنون ميگويم به خاطر بسپاريد.
(3) .
8-طرز فكر صحيح
از مهمترين خصوصيات ايشان، حساسيت فوق العاده نسبت به ارائه صحيح انديشه اسلامي به جامعه بود.(4) .
تا نيك نداني كه سخن عين صواب است بايد كه به گفتن دهن از هم نگشايي
9-نو بودن مطالب
درس ايشان هميشه نو بود. استاد مطهري سعي ميكردند مطالعه را قطع نكنند. اگر درسي را ميخواستند مطرح كنند به كتاب جديدي كه برخورد ميكردند مطالعه ميكردند. ايشان به مجلات مختلف رجوع ميكردند، مخصوصا به انديشههاي معاصرين بسيار توجه داشتند و همين خصوصيت، درس ايشان را نو ميساخت.(5) .
هر كه ز آموختن ندارد ننگ دُر بر آرد زآب و لعل از سنگ
آنكه دانش نباشدش روزي ننگ دارد زدانش آموزي
(نظامي)
10-تنظيم درس
يكي از شاگردان استاد مطهري رحمهالله ميگويد: ايشان در تنظيم شكل درس بسيار متبحر بودند كه من كمتر كسي را مانند ايشان ديدم.(6) .
سخن را سراست اي خردمند و بُن مياور سخُن در ميان سخُن
11-ژرف نگري
مرحوم مطهري علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشكاف و نكته سنج و تحليلگر بود.
آنچه را بسياري از همگان به سادگي از سر آن ميگذشتند و نكتهاي در آن نمييافتند، استاد با دقتي حيرتانگيز مورد كنكاش قرار ميداد و تناقضات دروني و نقاط ضعف آن را آشكار ميساخت.(7) .
سخندان پرورده، پير كهن بينديشد آنگه بگويد سخن
مزن بي تأمل به گفتار دم نكو گوي اگر دير گويي چه غم
بينديش و آنگه برآور نفس وز آن پيش بس كن كه گويند بس
به نطق آدمي بهتر است از دواب دواب از تو به،گر نگويي صواب
12- بالاخره استاد مطهري به اين فكر مي افتند كه بايستي براي نجات دانشجويان دانشگاهها وطرح اصول عقايد وجهان بيني اسلامي كاري كند وبراي همين منظور به دانشكده الهيات دانشگاه تهران مي رود ومسئولين دانشگاه براي جذب ايشان با طرح سئوالات كتبي اختباري ازوي بعمل مي آورند ولي ايشان پس از بررسي از سئوالات كلي اشكال تعيين وبه مسئول مربوطه تحويل مي دهد . آنها با ملاحظه پاسخ آقاي مطهري مي بينند كه صلاحيت ايشان وراي استادي است.
13-دو مطلب نیز از کتاب "مسئله حجاب " نقل می گردد:
۱/۱۳-رعايت اعتدال در حجاب
استاد مطهري در كتاب مسئله حجاب مي فرمايد:"عقيده بعضي از كارشناسان اجتماعي اين است كه علت اين افراط و بي بند وباري توهمهاي غلطي است كه اجتماع در باره حجاب داشته است. علت اين بوده كه حقايق گفته نشده است .اگر همانطور كه اسلام خود گفته است گفته است گفته ميشد كار به اينجاها كه كشيده است كشيده نميشد.اينجا از آن جاهاست كه بايد گفت :"از پاپكاتوليك تر نبايد بود"،"كاسه از آش گرمتر صحيح نيست".قرآن كريم در سوره حجرات مي فرمايد:"يا ايهاالذين امنوا لا تقدموا بين يدي الله ورسوله" (8)يعني اي مومنين از خداورسول خدا جلو نيفتيد.مقصود از جلو افتادن از خدا وپيغمبر اين است كه كار دينداري ومقدس مآبي را به جائي رسانيم كه خدا ورسول نگفته اندوبخواهيم از پيغمبر هم جلوتر حركت كنيم.
امير المومنين علي عليه السلام مي فرمايد:
ان الله حدد حدود آفلا نعتدوها وفرض فرائض فلا تتركوها وسكت عن اشياءلم يسكت عنها نسيانا فلا تتكلفوا(9)
خداوند حدود ومرزهايي قرار داده است،از آنها تجاوز نكنيد(محرماتي قرار داده آنها را نقض نكنيد)،وواجبات وفرائضي قرار داده آنهارا ترك نكنيد،ودر باره بعضي چيز ها سكوت كرده است(نه آنهارا حرام كرده ونه واجب)،اين سكوت از روي فراموشي نبوده است بلكه خواسته است شما در آن موارد آزاد باشيد،پس شما خودرا در آن زمينه ها به تكلف ومشقت نيندازيد واز پيش خود براي خود به نام دين وخدا تكليف درست نكن.(10)
۲/۱۳- عفاف زن
شهيد مطهري مي فرمايد:" حريم نگه داشتن زن ميان خود ومرد يكي از وسائل مرموزي بوده است كه زن براي حفظ مقام وموقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است.
اسلام زن را تشويق كرده است كه از اين وسيله استفاده كند،اسلام مخصوصا تاكيد كرده است كه زن هر اندازه متين تر وبا وفاتر وعفيفتر حركت كند وخود را در معرض نمايش براي مرد نگذارد بر احترامش افزوده ميشود.بعدا در تفسير سوره احزاب قرآن كريم پس از آنكه توصيه مي كند زنان خود را بپوشانند مي فرمايد:"ذالك ان يعرفن فلا يوذين"يعني اين كار براي اينكه به عفاف شناخنه شوند ومعلوم شود خودرا در اختيار مردان قرار نمي دهند بهتر است ودر نتيجه دور باش وحشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبكس ميگردد.(11)
ياد ونامش گرامي باد
....................................................................................................................................
پاورقي
1-. جلوههاي معلّمي استاد مطهري، ص72.
2- همان، ص54.
3- همان، ص177.
4- همان، ص172.
5- همان، ص97 ـ 98.
6- همان، ص96.
7- همان، ص115.
8- حجرات/1
9-نهج البلاغه،حكمت 105
10-مسئله حجاب صص233و224
11-منبع اخير صص86و87