اعتبار تقیه از نگاه ملاصدرا
تقیه انکار به خاطر حفظ جان نیست بلکه انکار به خاطر حفظ جان وحفظ جان به خاطر حفظ آرمان است. بنابر این همه ی کسانی که جهت زنده ماندن وفقط زنده ماندن تقیه می کنند ریاکارندومشرک وبه واقع همانند که در برابر دشمن به آن تظاهر می کنند اما انها که حفظ تن وجان می کنند تا بتوانند بعدها آن تن وجان را در جهت حفظ دین وهدف وخدمت به خدا وخلق خدا به کار گیرند ولحظه یی تن وجان باز یافته را ملک شخصی خویش نپندارند وبه لذات وشهوات روی نیاورند تقیه شان درست است ومشروع.بنابر این تقیه کننده با اقدام به تقیه زندگی خود را برای همیشه وقف می کند.
ملا حکایتی در این خصوص دارد او می گوید:در صدر اسلام روستایی مسلمانی به نماز ایستاده بودکه غفلتا گروهی از کفار کشنده ی مسلمانان سر رسیدند.
فرمانده کفار پرسید :چه می کردی؟
دهقان جواب داد:می رقصیدم تا به نشاط آیم .
فرمانده گفت:آن کار که تو می کردی رقص نبود نماز محمدی خواندن بود.
دهقان سوگندخورد که کاری جز رقص نمی کرده است ونماز محمدی هیچ نمی داند که چیست وبه چه کار آید وآنگاه نشان داد که تا چه حد به آنگونه رقص بومی سرزمین خویش مسلط است.
فرمانده را آن حرکات خوش آمدبخندید واز خون مرد دهقان بگذشت.
گروه کافران حرکت کردند ودور شدند دهقان شتابان به کلبه ی خویش رفت پسران خود را با تیر وکمان وشمشیر برداشت وبه تنگه یی که معبر عام بود شتافت ودر آنجا راه بر کفار ببست بجنگید تنی چند از ایشان را بکشت وخود به شهادت رسید ...چنین است حقیقت تقیه واعتبار آن.