خواجه پندارد که روزی ده دهد!
یكی روبهی دید بی دست وپای ----------- فرو ماند در لطف و صنع خدای- موضوعي كه نقل ميشود بنابر منابع موثق امري است كه اتفاق افتاده وحتي نزد حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي نيز نقل گرديده است. ماحصل امر از اين قرار است: مي گويند شخصي به همراه خانواده اش از طريق حاشيه درياي خزرعازم زيارت مشهد مقدس بود وقفسي نيز در باربند اتومبيلش تعبيه نموده بود وتعدادي مرغ وخروس در آن جاي داده بود تا در مواقع مورد لزوم با ذبح آنها غذاي مورد نياز را فراهم نمايند. ظاهرآبعد از عبوراز شهرستان گرگان در كنار جنگل اندكي اطراق مي نمايندكه ناگهان مي بينند گوشه اي از قفس پشت باربند كه كمي پاره است؛مرغي با فشار وكوشش بسيار خود را به بيرون از قفس كشانيده وبا سرعت زائد الوصفي بسوي جنگل مي دود . راننده وتعدادي از همراهان براي گرفتن مرغ ‘اورا دنبال مي نمايندودر جنگل آنرا گم مي نمايند وهمينطور كه مردد در جنگل ايستاده بودند‘ ناگهان صدا وجيغ مرغ را مي شنوند و به سوي صدا مي روند. آنها مي بينند كه در جلوي سوراخي‘ مرغ سركنده شده وآنجا بال وپر مي زند؛بعد از جستجو روباهي را مي بينند كه كور مادر زاد مي باشدودر آن سوراخ زندگي مي كند. آنها با ديدن اين صحنه پرهاي مرغ را كنده ودر جلوي روباه كور مي گذارند واز آنجادور مي شوند. وقتي اين واقعه را مرور مي كردم بي اختيار بياد قرآن كريم افتادم كه در آيه ششم سوره هود مي فرمايد: وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ترجمه "هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مىداند; همه اينها در كتاب آشكارى ثبت است!"وهمچنين در آيه شصتم سوره عنكبوت مي فرمايد: كاين من دابة لا تحمل رزقها الله يرزقها و اياكم و هو السميع العليم .ترجمه"چه بسا جنبندهاى كه قدرت حمل روزى خود را ندارد، خداوند او و شما را روزى مىدهد; و او شنوا ودانا است."ودر آيه شصت ودو سوره اخير الذكر نيز فرموده است:الله يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر له ان الله بكل شيء عليم .ترجمه " خداوند روزى را براى هر كس از بندگانش بخواهد گسترده مىكند، و براى هر كس بخواهد محدود مىسازد; خداوند به همه چيز داناست."ودرپايان بايستي اين آيه شريفه را نيز اضافه نمود كه مي فرمايد:ان الله هوالرزاق ذو القوة المتين مولانا نيز سروده است: خواجه پندارد كه روزي ده دهد- مي نپندارد كه روزي ده دهد. مولانا مي گويد عده اي مي پندارند كه گاو وگوسفند وآب وخاك ده‘ روزي مردم را فراهم مي نمايدوبه خاطرش نمي رسد كه روزي ده صرفآ خالق كريم مي باشد. رزق از وي جو، مجو از زيد و عمر - مستي از مي جو، مجو از بنگ و خمر خواجه پندارد كه روزي ده دهد - او نپندارد كه روزي ده دهد هر كه درمان كرد مرجان مرا - برد گنج درّ و مرجان مرا دل كه فارغ شد ز مهر دلبران - حيف باشد حيف، نام دل بر آن آب كم جو تشنگي آور بدست-----تابجوشد آبت از بالا وپست
قيل للصادق عليه السلام علي ماذا بنيت امرك؟ -قال علي اربعه اشياء‘- -علمت ان عملي لا يعمله غيري فاجتهدت- -وعلمت ان الله عزوجل مطلع علي فاستحييت - -وعلمت ان رزقي لا ياكله غيري فاطمآننت- -وعلمت ان اخر امري الموت فاستعددت- به حضرت صادق (ع) عرض شد: زيربنا واصول راه ورسم زندگي شما چيست؟ حضرت فرمودند:موفقيتهاي من بر چهار پايه استوار است: اول اينكه :دانستم كه كار مرا ديگري انجام نمي دهد پس در انجام كارهاي خود كوشيدم. دوم اينكه:يقين داشتم كه خداوند بر امور من آگاه است پس در محضرش حيا كردم. سوم اينكه:دانستم كه آنچه روزي من مي باشد ديگري رادر آن راهي نيست پس نسبت به روزي ام اطمينان خاطر پيدا نمودم . چهارم اينكه :باور داشتم كه آخر كار خواهم مرد پس خودم را براي آن مهيا ساختم. بحار الا نوار 75/228 باب 23