سوفوکل در نمایشنامه "آنتیگون " خطاب به جمعیت وانسانهای مخاطب خود می گوید :"ای گروه میرندگان" که علی الاصول بسیاری از رمانها وفیلمهائی ساخته وپرداخته میشودبعضآ ریشه در اساطیر وفرهنگ وادبیات یونان وبابل وایران دارد.دکتر شریعتی در تبین تحولات وبرخی طبقات متنفذ اجتماعی با توسل وتمسک به یکی از این  اساطیروافسانه هامقصود خود را القاء می نماید.ایشان در پاورقی یکی از صفحات کتاب" بازگشت به خویشتن"به بیان اسطوره سزیف تکیه نموده که بدین منوال است:"  در نمایشنامه خوب "سزیف"از نویسنده روشنفکرفرانسوی (روبرمرل)که شخصیتهای داستانش را از خدایان یونان قدیم گرفته است.سزیف قهرمان مردم،قلم مرگ را از دستش میرباید وانسانها را در برابر خدایان جاودانگی می بخشد.

وقتی مرگ نباشد،خدایان بر آدمیان که همگی میرایند،دستی نخواهد داشت.اما در اینصورت اربابان نیز برمردم!بردگان ودهقانان سر از طاعت می پیچند.

اربابان نزد سزیف التماس میکنند که قلم مرگ را به او پس بده،که نظام جامعه فرو ریخته است وفضیلت و رذیلت در هم آمیخته،سزیف تعجب میکند که چگونه این نمایندگان که خود انسانهایند وبه بی مرگی رسده اند،چنین در خواستی دارند؟

سزیف قلم را پس نمی دهدونمایندگان طبقه ی حاکم یونان با خدای مرگ میسازندوآلت دست او می میشوند وبه حیله قلم رااز سزیف میگیرندوبه مرگ میدهند،تاولو به قیمت مرگ خویش،وضع خویش را نگهدارند.در اینجا سزیف مینالد که"آه!خیال میکردم که تمام میراها منافع مشترک دارند!؟"