بسمه تعالی

عین القضات در رساله ی "شکوی الغریب عن الاوطان الی العلماء البلدان" می گوید:

-         قول مسیح آنکه گفت :زی پدر خویش میروم؛این رمز بود نزد افاضل چه عاقل دانست که او چه گفت ولیکن رهبان گمراه گشت وهرقل جاهل.

-         گل اگر بی زحمت خار بودی همه بلبلان دعوی عاشقی کردندی.

همو گفته: " ای عزیز کاری که با غیری منسوب بینی به جز از خدای تعالی آن مجازی می دان نه حقیقی. فاعل حقیقی را خدا دان! آنجا که گفت: قل یتوفیکم ملک الموت.(11/سجده) مجازی می دان! حقیقتش آن باشد که : الله یتوفی الانفس حین موتها(42/رمز). یضل من یشاء و یهدی من یشاء(93/نحل یا 8/فاطر) حقیقت می دان! گیرم که خلق را اضلال، ابلیس می کند، ابلیس را بدین صفت که آفرید؟ مگر موسی علیه السلام از بهر این می گفت: ان هی الا فتنتک(155/اعراف)" (۱)

شاید اشعار ناصر خسرو در ذیل متاثر از چنین اندیشه ای باشد.

همه جور من از بلغاریان است         که مادامم همی باید کشیدن

گنه بلغاریان را نیز هم نیست           بگویم گر تو بتوانی شنیدن

خدایا این بلا و فتنه از توست           ولیکن کس نمی یارد خجیدن

همی آرند ترکان را ز بلغار             ز بهر پرده مردم دریدن

لب و دندان آن خوبان چون ماه          بدین خوبی نبایست آفریدن

 

الله اعلم بالصواب.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

پاورقی:

۱: البته چنین تلقی ای از نگاه سایر فرق اسلامی علی الخصوص مکتب تشیع قابل تامل است.