خرد را مکن با دل اندر مغاک
| که نفرين بر اين تخت و اين تاج باد/بر اين کشتن و شور و تاراج باد مده از پی تاج سر را به باد /كه با تاج شاهی ز مادر نزاد کنون خورد بايد مى خوشگوار/که مى بوى مشک آيد از جويبار هوا پر خروش و زمين پر ز جوش/خنک آنک دل شاد دارد به نوش بدرد همى باد پيراهنش/درفشان شود آتش اندر تنش كه داند كه بلبل چه گويد همى/به زير گل اندر چه مويد همى؟ نگه كن سحرگاه تا بشنوى/ز بلبل، سخن گفتن پهلوى همى نالد از مرگ اسفنديار/ندارد به جز ناله زو يادگار چو شد روز رستم بپوشید گبر/نگهبان تن کرد بر گبر ببر کمندی به فتراک زین بر ببست/بران باره ی پیل پیکر نشست گذشت از لب رود و بالا گرفت/همی ماند از کار گیتی شگفت خروشید کای فرخ اسفندیار/هماوردت آمد برآرای کار بران گونه رفتند هر دو به رزم/تو گفتی که اندر جهان نیست بزم چو نزدیک گشتند پیر و جوان/دو شیر سرافراز و دو پهلوان نهادند پیمان دو جنگی که کس/نباشد بران جنگ فریاد رس نخستین به نیزه برآویختند/همی خون ز جوشن فرو ریختند گرفتند زان پس دوال کمر/دو اسپ تگاور فروبرده سر همی زور کرد این بران آن برین/ نجنبید یک شیر بر پشت زین چنین گفت رستم به اسفندیار/که ای سیر ناگشته از کارزار بترس از جهاندار یزدان پاک/خرد را مکن با دل اندر مغاک من امروز نیز بهر جنگ آمدم/پی پوزش و نام و ننگ آمدم تو با من به بیداد کوشی همی/دو چشم خرد را بپوشی همی چنین داد پاسخ که مرد فریب/نیم روز پرخاش و روز نهیب اگر زنده خواهی که ماند به جای/نخستین سخن بند بر نه به پای دگر باره رستم زبان برگشاد/مکن شهریارا ز بیداد یاد مکن نام من در جهان زشت و خوار/که جز بد نیاید ازین کارزار به رستم چنین گفت اسفندیار/که تا چندگویی سخن نابکار مرا گویی از راه یزدان بگرد/ز فرمان شاه جهانبان بگرد چنین داد پاسخ که چند از فریب/همانا به تنگ اندر آمد نشیب کمان را به زه کرد و آن تیر گز/که پیکانش را داده بد آب رز همی راند تیر گز اندر کمان/سر خویش کرده سوی آسمان همی گفت کای پاک دادار هور/فزاینده ی دانش و فر و زور همی بینی این پاک جان مرا/توان مرا هم روان مرا که چندین بپیچم که اسفندیار/مگر سر بپیچاند از کارزار تهمتن گز اندر کمان راند زود/بران سان که سیمرغ فرموده بود بزد تیر بر چشم اسفندیار/سیه شد جهان پیش آن نامدار خم آورد بالاى ســروِ سهــى/از او دور شد دانــش و فرّهــى نگون شد سر شاه يزدان پرست/بيفتاد چاچى كمانـش ز دســت حكيم فردوسي |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 18:35 توسط حاجتعلی قلی پور
|